تبلیغات
بوی شکوفه ها - پست های فروردین 1385

بوی شکوفه ها

به به ! بوی شکوفه ها میاد!!! :[عمومي , ]

   امروز ، اولین روز بهاره ، همه جا پر از بوی شکوفه ها است و عطر  این شکوفه ها داره بیداد میکنه ! یه کم سعی کن ؛ حتما میتونی حسش کنی ! اینجا وبلاگ بوی شکوفه ها ست ! باید حسش کنی ! بهار شد ! بهار شد ! وای خدایا بهار شد ! بالاخره بهار شد ! این زمستون لعنتی نفرین شده بالاخره تموم شد ! وای ...وای ... بوی شکوفه ها ! شکوفه ی سیب ،به ،گیلاس ، آلبالو ! وای خدایا  داره بوی فرشته ها میاد ! چه کرده این بهار ! همه جا سبزه ! دیگه از مرگ و بوی غم خبری نیست ! امسال خیلی سخت بود ! مشکلاتی که چه برای خودم و چه برای اطرافیانم پیش اومد که تحمل بعضی هاش واقعا غیر ممکن بود بالاخره تموم شد ! امسال ، همون اولِ اولش مادربزرگم از پیش ما رفت ! رفت پیش معشوق یگانه اش ! مادربزرگ من امسال ، -نه دیگه باید گفت پارسال -رفت توی آسمونها! اتفاقهایی که توی خردادماه برام پیش اومد رو هیچوقت نمیتونم فراموش کنم! مرداد ماه داشت بهم چشمک میزد ولی پاییز همه چیزو خراب کرد ! بعدشم مادر یکی از بهترین دوستام فوت کرد ! داغ اون خیلی خیلی سخت بود ! پارسال ده سال پیر شدم ! بخصوص توی زمستون ! این زمستون نفرین شده ! ولی امسال میخوام اون ده سالو برگردونم به عقب ! چون امسال از اولش داره خوب شروع میشه ! روز اولش که روز تولد بهترین دوستمه! در واقع نمیشه گفت دوست ، یه چیزی صمیمی تر از دوست ! یه چیزی فراتر از دوست ! یه چیزی شبیه فرشته، نمیدونم ! ولی خیلی ماهه  و منم حسابی دوستش دارم ! همین سپیدترین سپیده ی خودمونو میگم !

سپیدترین سپیده ی من تولدت مبارک !!!

«دیدی یادم نرفت»

امسال کلی کار دارم ! باید این چندماهه که تا کنکور مونده رو حسابی درس بخونم تا به امید خدا قبول بشم ! برام دعا کنید ! تا همتم و اراده ام زیاد بشه !

نوشته شده در سه شنبه 1 فروردین 1385 و 03:03 ق.ظ توسط زهره

ویرایش شده در - و -