تبلیغات
بوی شکوفه ها - رتبه..........

بوی شکوفه ها

رتبه.......... :[عمومي , ]

خب! نتایج رو اعلام کردند! بالاخره تموم شد! الان در واقع نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحت!؟! مطمئنم اگر تلاشمو میکردم خب خیلی بهتر ازینها میشد! دیگه یَلَلی و تَلَلی کردن همینه!!! بازم نمیدونم ؛ وقتی نفیسه زنگ زد گفت جوابها اومده، گفتم: زیر 5000؟گفت: آره بابا! گفتم:زیر 3000؟ گفت: آره بابا! گفتم: زیر 2000؟ گفت:آره! گفتم: میدونم زیر 1000نشدم پس بگو! گفت:1808!!!! هیچ حسی نداشتم! واقعا هیچ حسی! واقعا واسه من کم بود! ولی خب! با وضع درس نخوندن من.....و ریاضی که گند زدمش!!!بچه ها تقریبا خوب دادن! در واقع از من که بهتر بودن!500،298،1780،150،1100!و فهیمه که شده 6!!! فکر میکنم رشته های خوبی بتونم قبول شم ولی خب........نمیدونم بعضی ها میگن تو که احتمالا حقوق آزاد مشهد قبولی برو حقوق بخون!!!نظر مامان و بابا هم همینه!!! ولی خب، بالاخره سراسری با آزاد فرق داره!!! هر چند دانشگاه آزاد مشهد از نظر علمی میگن تقریبا خیلی کامل و خوبه!!! الان موندم که چه کنم؟!؟ مغزم داره سوت میکشه!!! از ساعت پنج تا همین الان یه ریز دارم با تلفن حرف میزنم!!! هی بچه ها زنگ میزنن!!! مغزم درد گرفته!!! الان داشتم با نفیسه حرف میزدم ، معصومه از اون ور زنگ زد!!!! تصور کن دو تا گوشی گرفتم دستم جواب هر دوتاشونو میدادم!!!! خلاصه همه در جنب و جوش که ببینن رتبه های درخشانشون چند شده!!! بعدشم که زنگ زدم به تو!!! دلم نیومد اولین نفری که میخوام بهش بگم چند شدم تو نباشی......اول که حالتو گرفتم گفتم اصلا مجاز نشدم....الهی؛ باورت شدها.....ولی ظاهرا از رتبه ی درخشانم همچین خوشت نیومد(حقم داری خدایی)!!! بعدشم که گفتی حقوق آزاد اگر قبول شدی برو حتما!!! نمیدونم!!! ولی خودمونیم رفتن دانشگاه فردوسی خودش یه صفای دیگه ای داره!!! نه؟؟؟ خلاصه گذشت!!!! چند روز پیش داشتم حساب میکردم کنکور قبول نمیشم بشینم بخونم واسه سال دیگه!!! (باشه حتما ؛ تو خیلی هنر میکردی همین امسال مثله بچه آدم.....لااله الا الله)!!!! به این میگن خوددرگیری!!! یه بیماری حاد که احتمالا بعد شنیدن رتبه ی کنکور بروز میکنه!!! بقول عرفان :"خدا همه ی جوونا رو به راه راست هدایت فرماید انشالله"! و ایضاً شفا عنایت نماید!!! خدای من! بازم ناشکریتو نمیکنم! قربونت برم؛ با مشکلاتی که من توی این سال داشتم همینم ... پنجشنبه فهمیدم رتبه ی ...چند شده، در واقع زهرا برام گرفت چون سرور من مشکل داشت....باور نمیکردیم ....اینقدر خراب کرده باشه...من اشکم دراومد خدایی....4450...واسه اون واقعا باور نکردنی بود.....جمعه صبح که بهش زنگ زدم(توی مسافرته الان) بعد کلی مقدمه چینی ؛ گفتم بهش!!! زد زیر گریه ...اشک منم دراومد ولی باید آرومش میکردم!!! کلی باهاش حرف زدم تا راضی شد بخنده(تخصصم در این زمینه زیاده؛ هر وقت حس کردی نیاز داری با کسی حرف بزنی آروم شی در خدمتم البته ریا نشه!!!)یادش بخیر رتبه های آزمونهای سنجشم 400میشد،700میشد، 800میشد........به زهرا میگفتم ببین عزیز من رتبه ام ازین بیشترا میشد نخواستم ریا کنم!!!! یا خدایی نکرده چشمم میزنن!!! امروز خبر بچه های دیگه رو شنیدم!3400،3100،9000،10000 و یکی از نزدیکان که رشته اش البته فرق میکرد و شد 40000!!! ولی من میدونم این کمه!!!!خلاصه اینم از جناب کنکور خان...........

**توجه: این نوشته یه قسمتش ماله پنجشنبه است یه قسمتش ماله جمعه!!! پنجشنبه نتوسنتم لود کنم، سرور مشکل داشت!!! خلاصه شرمنده!!!! یه مدتی هم نیستم عزیزای دلم!!! یعنی کم به روز میکنم اگر هم نتونستم بهتون سر بزنم شرمنده ام و ما رو فراموش نکنید!!!

قربووووووووووووووووووووون همگی!!!!تا بعد!!!!

نوشته شده در چهارشنبه 18 مرداد 1385 و 02:08 ق.ظ توسط زهره

ویرایش شده در - و -