تبلیغات
بوی شکوفه ها
بوی شکوفه ها
چهارشنبه 11 آبان 1384 :: نویسنده : بوی شکوفه ها

یک ،دو ، سه ؛نمیشه ! امشب چرا اینجوری شده ؟ مثل اینکه نه چشمهای من سر خواب دارن و نه ستاره های این آسمون تموم شدنی اند. چقدر آسمون روشنه ؛با درخشش این ستاره ها و چقدر دل من تاریکه در سوسوی این ره کوره ! در این جاده ی بی انتها و سرد ! همه بچه ها میگن چرا نوشته هات اینقدر سرده ؟چرا همش بوی یاس و نا امیدی میده؟آخه کسی که از این دله پاره پاره خبر نداره . کسی که نمیدونه توی این یه قلک جا چه میگذره . گاهی با خودم میگم من چه مشکلی دارم توی این زندگی ؟ خیلی راجع بهش فکر کردم و فکر میکنم ؛ولی واقعا هیچی کم ندارم .هیچی.....گاهی بقول معروف خوشی دله آدمو میزنه و آدم میشه بقول یه بنده خدایی ناشکر خدا .....ولی بخدا من همیشه شاکرم ! همیشه گفتم خدایا نوکرتم،اگر نباشی که آخه کدوم یکی از ما آدمها میتونیم هم دیگرو تحمل کنیم ؟ بقول آقای آملی(این آدمهایی که بهشون گوشت بره و گوسفند حلال کردی اینجوری همدیگرو میدرند وای به حالی که گوشت ببر و پلنگ میخوردند!!!) خیلی ها واقعا خیلی ها بهم میگن: تو چرا خدا رو قبول نداری ؟ یا میگن:( شکر نعمت نعمتت افزون کند ....) آخه اگر اون خدا نباشه که من یه لحظه هم نمیتونم باشم ! اصلا آدم وقتی دلش میگیره جز دو رکعت نماز چی میتونه آرومش کنه ؟ جز اینکه بشینی یه گوشه و اشک بریزی و بگی خدایا! خدای من خیلی باحالی بخدا ! دمت گرم ! بعد خودت میگی یعنی چی ؟ با خدا درست صحبت کن ! بعد میگی غفار الذنوب من ! ستار العیوب من ! قاضی الحاجات من ! رحمان من ! رحیم من! و ....اونقدر صداش میزنی تا حس کنی داره میگه بگو بنده من ! وای چه صفایی داره .....خلاصه اینا رو گفتم تا بگم :بابا ! بخدا منم مسلمونم ! منم خدا رو دوست دارم و میپرستم و این پرستشم عاشقانه است ! عاشقانه !!! یا حق......





نوع مطلب : عمومي، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 18 مرداد 1396 11:26 ق.ظ
Very nice article. I absolutely appreciate this website.
Continue the good work!
سه شنبه 22 فروردین 1396 05:22 ب.ظ
It's going to be end of mine day, but before end I am
reading this great paragraph to improve my know-how.
سه شنبه 8 آذر 1384 10:11 ق.ظ
سعید لطفا این قدر اظهار نظر نکنید
چهارشنبه 2 آذر 1384 12:11 ب.ظ
آپم
سه شنبه 17 آبان 1384 11:11 ق.ظ
نه دیگه تحملش رو ندارم------> خداحافظ زندگی------->کفشهایم را محکم کردم -------> دویدم------>سقوط آزاد
سه شنبه 17 آبان 1384 08:11 ق.ظ
سلام زهره جونم.با حرفهای اقا سعید موافقم.ولی میدونی من که فکر میکنم خدا مهربونتر از این حرفهاست و گاهی گلایه های ما از ناشکری نیست از دلتنگیه و خدا هم میدونه سنگ صبوری بهتر از خودش گیر نمی یاریم.شاد باش و لحظه لحظه عمرتو زندگی کن
پنجشنبه 12 آبان 1384 11:11 ق.ظ
و یه وقت فکر نکنید من خودم رو از بقیه جدا میکنم! نه به خدا من از دماغ فیل نیفتادم (گرچه هیچ وقت معنی این ضرب المثل رو نفهمیدم!) من هم قدر نعمت های خدا رو نمیدونم! یکیش سلامتیه! اوقدر ناشکری کردم که حالا باید یکی دو هفته دیگه برای دومین بار برم اتاق عمل!
میبینید ، همه ما مسلمونیم ، همه میدونیم خدا هست و ما بدون اون هیچیم! اما هرازگاهی نیاز به یادآوریه!
برای من اتاق عمل یادآور این ماجراست امیدوارم برای شما یه اتفاق شیرین یادآور باشه!
موفق و شاد باشید (برای من هم دعا کنید ،‌ممنون)
پنجشنبه 12 آبان 1384 11:11 ق.ظ
سلام...
اول باید ببخشید که یه مدت نتونستم بیام و بهتون سر بزنم. اگر آخرین پستهای من رو بخونید متوجه میشید که علت چیه!
دوم اینکه فکر کنم منظورتون از « یه بنده خدایی ...» توی آخرین پستتون من باشم!!!! دیگه نگید نه که خیلی تابلوئه!
من اگر زمانی به شما گفتم که شما خدا رو شکر نمکنید به این علت بود که نه شما ، بلکه همه ما ، اونجور که باید از نعمت های خدا استفاده نمیکنیم. و میدونید که بهترین راه شکرگزاری استفاده صحیح از نعمته.
با این حساب من حرف دیگه ای ندارم و ازتون معذرت میخوام اگر تنونستم منظورم رو برسونم!
چهارشنبه 11 آبان 1384 09:11 ق.ظ
سلام خدمت زهره خانوم ... مطلب جالبی بود .. موفق باشید و سربلند ... یا حق
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بوی شکوفه ها
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آرشیو کد آهنگ